خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
میترا
آرشیو وبلاگ
آبان ۸٦
مهر ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
لینک دوستان
برای تو می نويسم
سارا
دنيای من
من جوجو
مرجان
شکيبا
يه عاشق
اتاق تاريك
روزهاي تنهايي حميدرضا
لینکوگراف
وبلاگ فارسی
لینک امروز
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

اين حرفي كه ميخوام بزنم اصلا با اسلام و قانون و ... تناقض نداره...... به جامعه اي كه بعضي ها به اون افتخار ميورزن مربوط ميشه..... اين اتفاقي كه براي من و دوستام افتاده واقعا جاي بحث داره ..... حالا شما بخونين و نظر بدين
قبل از همه چيز بگم كه من اصلا با مسئله حجاب زن مخالف نيستم اتفاقا برعكس.... به نظر من حجاب زن امنيته واسه زن .... و بيشتر كشورهاي اروپايي هم به اين مسئله پي بردن...حالا شما قضاوت كنين:
دیروز با دوستان از دانشگاه برمیگشتیم كه یه خانوم چادر بسرو بی سیم به دست اومد جلوی دوستم رو گرفت و گفت :تو میرشفیعی هستی؟ بنده خدا از همه جا بیخبر گفت نه.... شما؟ خانومه گفت: دروغ میگی...... كارت شناساییتو ببینم ...... بعد كیفو از دست دوستم كشید
و داخلشو بازرسی كرد و وارد منو موبایلش شد ...... طفلك برگشت گفت : خانوم به خدا من میر شفیعی نیستم مگه من چیكار كردم؟ خانومه هم گفت موهاتو بریز تو . . حجابتو درست كن.( یه خورده موهای جلوش روی صورتش بود) من دیگه واقعا جوش آوردم و گفتم : اصلا شما به چه حقی دارین وارد حریم شخصی مردم میشین و موبایلشو بازرسی میكنین...... یه آقایی هم بود كه گفت: نیروی انتظامی این حق رو داره
.. حتی حق داره همینطوری شما رو سوار ماشین كنه و 24 ساعت بازداشت كنه...... دیگه نتونستم چیزی به این مرد نامرد بگم........ شانس آورد كه به من گیر نداد وگرنه بابام كارشونو ساخته بود
اینم از این جامعه امن ....... واقعا چی میشه گفت!!!!!!! حرفی داریم؟
واقعا چطور ميتونن بگن ما امنيت رو براي جامعه فراهم كرديم؟ با ريختن آبروي يه شهروند ايروني!!!!!
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٦ - میترا
